تبليغاتX
سایه ی من

سایه ی من

سلام ه م س ا ی ه

* لامصب دومین بار بود میومد تو خوابم !
اس زدم : کجایی !؟ چه خبر ؟!
گفت : شما ؟

هه ! ...تو روحت بچه جون !‌

رفیق قدیمی بود
تو همون سطل آشغالی که چار سال پیش انداخته بودمش ،امروز آتیشش زدم
کک مون هم نگزید!
خلاص .

*زندگی غریبانه هم مزایای خودشو داره
نمی شناسی کسیو
نمی شناست کسی...
میری...میای... جواب پس نمیدی واسه بالا رفتن ولوم راک. جواب پس نمیدی واسه زل زدن به در و دیوار و اشک !! جواب پس نميدي واسه مشت كوبيدن به ديوار.
چواب پس نمیدی واسه مردن !

*تموم مي شه
شايدم تموم بشي.
فقط اندكي صبر!!!

*تو خودم مچاله مي شم تازگيا
همچين جم مي شم كه ميبينم قد يه مشت هم نيس تموم زندگيم
مچاله ميشم... همچين كه انگار هم بترسم و هم منتظر باشم
واسه يه تيپا !

*مي خنده !‌ قاه قاه... وسطاش يه چشمكم مي زنه
ببينم اصن ديگه غمي هم ميمونه رو دل اين دنيا ؟!!؟؟؟!!!

*از بچگی از گاف دادن میترسیدم
اون موقع ها که بیشتر میترسیدم کمترمیگافیدم!!!
حالا کمترمیترسمو بیشتر می گافم!....!!!

*خسته ام از خودم
اوغ می زنم
و چیزهاییو بالا میارم که از ترس دیدنشون
قورتشون داده بودم !

خسته ام !

 

*انقدر خاطره هایم را برای خودم تعریف کرده ام
که دیگر به حقیقتشان شک می کنم
بعد با تعجب از خودم می پرسم
واقعا"!؟

*ستاره ها اعدامیان ظلم اند .
به خاک اگر چه میریزند . سحر دوباره بر میخیزند

 

*دنيا سردتر از اوني شده كه بشه توش يه فنجون قهوه ي داغ خورد
و به هيچي فكر نكرد...
انقدر سرد شده كه مي توني تو فنجون يخ قهوه  داغت شنا كنيو غرق شي...خفه شي!! انقدر زود خفه شي كه نتوني حتي زمزمه كني چرا تو چله ي تابستون هوا باس انقد سرد باشه!!؟!!!/
انقدر سرد شده كه وسط خيابون از سرما آدما به خودشون ميلرزن... ميشكنن... بعد خونشون ريخته ميشه...


نه !دروغ گفتم/
انقدر سرده كه خونشون هم تورگاشون يخ زده !!‌

 

*مشکل وقتی بوجود میاد که بخوای از چرخه ی طبیعت خارج شی.....!!!!!
چه میدونم مثلا عاشق فصل بهار شی که بهش آلرژی داره!....


*زیره بارون
زیره یه چتر
تو یه راه..

 

نه ! اینطوریش به دلم نمیچسبه!!!!
از اول::::
زیره بارون
زیره 2 تا چتر
توو 2 راه جدا..........!!!


وای!!!!
دلم خواست!!


*مردک میگف زندگی مثه تخمه میمونه.....
 تخمه ها رو به خوردمون میدن....
فلسفه عینه پوس تخمه میمونه باس تفش کنی بیرون تا ایمان جذب بدنتون شه.....
اونوخت عشق دفع میکنیم...!!!
راس میگف بنده خدا


*چرخه ی زندگی آدمیزاد:::
یه خورده که عقلش میرسه یاد میگیره فک کنه ..... اونوخ فک میکنه یه چیزایی باس باشه..... میره جلو میفهمه هیچی نیست....دوباره فک میکنه یه چیزایی باس باشه......میره جلو میفهمه هیچی نیست.... سه باره..!!!!

.

.

.


مرگ.


*میگه از تموم حالوهوووووووولای دنیا فقط خاطر سه تاشونو میخوام::::
نیگا کردن مردمی که زیر بارون میدوان
بستنی خوردن روی برف
تماشا کردن تو دم غروب!!!

 فک کنم بارون و بستنی و برف کارشو کرده ....!!!!!!! دلم داره هزیوووووووووووون میگه!!!!


*فالگیره جار می زد::
ببین آقاجون خیلی سادس. هرچیزی یه قیمتی داره..... اگه مردشی پرداخت کن اگرم نیستی  بی خیالش شو......
شاید این جواب همه سگ ۲ زدنا و قرقر کردنای روزمرمونه

حالا بگذریم که فالگیره از فقر نفله شد!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سایه